ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

126

مجمع التواريخ ( فارسى )

يلان نعره زن بر سر آن حصار * كز آن تا فلك بود يك نعره‌وار ز پايين چو تيرى به بالا شدى * مشبك از او چرخ مينا شدى ز بالا چو سنگى به زير آمدى * ز گاو زمين بانگ شير آمدى مثل گر كسى را در او ره بدى * اجل را از او دست كوته بدى الغرض افاغنه تحصن قلعه را اختيار نمودند ، لشكر قزلباش اطراف شهر را مركز وار احاطه نموده سنگرها استحكام داده توپهاى قيامت لهيب قلعه شكن در برابر بر وجهى كه مناسب بود نصب نموده ليلا و نهارا متوجه جدال و قتال ميبودند . نظر به آنكه در اين مدت متمادى عجزه و مساكين شهر هرات باضرار افغان گرفتار بوده در كمال اختلال و اضطراب بسر ميبردند خصوصا اشخاصى كه در دين مبين اثنا عشرى مشهور و معروف بودند از استماع رسيدن لشكر قزلباش و انهزام فوج افغان منبسط و مسرور گشته در خفيه كسان نزد امرا فرستاده تعهد اين نمودند كه ان شاء اللّه تعالى عن قريب تيمور خان را ما بندگان بدست آورده بحضور خواهيم رسانيد و بنابر اينكه از قوم افغان در شهر بسبب بد سلوكى با سكنه بسيار متزلزل و هراسان شده‌اند مناسب چنين است كه سمت دروازهء گرشك را خالى نموده سيبه نفرمايند كه عن قريب به مجرد فرصت يافتن قوم افغان كه الحال پنج هزار كس بيش نيستند فرار خواهند نمود . بهبود خان با امير خان مشورت و كنگاش اين معنى نمودند ، امير خان بالفعل بقتل افغان مجوز نشده بنابراين مثل كه يكى را بگير و ديگرى را دعوا كن لهذا با بهبود خان چنين مقرر نمود كه اسلم شقوق اينست كه سيبهء دروازه گرشك برداشته شود كه راه فرار افاغنه باشد به جهت آنكه جمعى از امرا و نويسندگان اهل ايران در كابل نزد احمد خان ميباشند بعد از يورش قلعه و بلواى اهل شهر اگر جمعى افعانان با پسر احمد خان بقتل آيند يقين كه از سكنهء شهر نيز جمعى ضايع خواهند گرديد و جماعتى كه از اهل ايران در كابل‌اند به جهت بعد مسافت خود را بايران و حدود قلمرو همايون شاهى نميتوانند رسانيد و او اذيت به آنها خواهد رسانيد ، ان شاء اللّه العزيز بعد از فرار افاغنه